على محمدى خراسانى

34

شرح رسائل (فارسى)

بدباطن مىدانند و صفت پليد او را تقبيح مىكنند نه اينكه تقبيح فعلى باشد چون عمل صادره عمل قبيحى نيست بلكه يك عمل مباح و يا راجحى هم هست و بلكه اى چه‌بسا هيچ عملى در خارج صادر نشده ولى شخص متجرى تصميم دارد كه آن عمل بد را كه به اعتقاد او بد است انجام دهد باز هم عقلا مىگويند چه انسان پليدى است فى المثل اگر عقلاء عالم و يا هر عاقلى به تنهائى از توطئه عبد با خبر شود و بداند كه يك بنده‌اى تصميم دارد مولاى خود را بكشد فورا مىگويد : چه عبد سركشى است با اينكه هنوز فعلى انجام نگرفته ولى سرزنش عقل هست بر وجود صفت شقاوت در اين عبد پس مذمت در باب تجرّى مذمت فاعلى است نه فعلى و عقاب دائر مدار مذمت فعلى است پس متجرى عقاب ندارد و امّا اينكه گفتيد ملازمه هست ميان مذمت عقلا با عقاب شارع مىگوئيم : ملازمه در مذمتهاى فعلى است نه در مذمت فاعلى و در ما نحن فيه مذمت فعلى نيست پس از راه بناء عقلا و حكم عقل هم طرفى نبستيد . و امّا دليل چهارم شما : ما اختيار مىكنيم شق سوم را يعنى ملتزم مىشويم به اينكه : شخصى كه قطعش با واقع مصادف درآمده عقاب دارد چون با علم و اراده گناه كرده و همانند ساير عاصيان استحقاق عقوبت دارد و امّا شخصى كه قطع او مصادف با واقع درنيامده مستحق عقوبت نيست چون معصيت نكرده تا معاقب باشد شما گفتيد : احتمال ثالث تالى فاسد دارد و آن اينكه اگر گفتيم من صادف قطعه الواقع يعاقب لاجل المصادفة و من لم يصادف لم يعاقب لاجل عدم المصادفة لازمه‌اش آنست كه عقاب داشتن و نداشتن منوط شود بر مصادفت و عدم مصادفت كه هيچ‌كدام اختيارى نيست و اين با عدالت خداوند سازگار نيست ما مىگوئيم : مسئله داراى سه صورت است :